close
دانلود آهنگ جدید
رمان دریاچه قو

رمان دریاچه قو

رمان دریاچه قونویسنده مهسا نجف زادهخلاصه و قسمتی از رمانمرد با گام هایی آهسته و یکنواخت شیب ملایم تپه پشت ویلا را بالا می رفت . رد نیم بوت ها قهوه ای رنگش کنار جای پای کوچک و ظریف زنی روی زمین سفید شده از آخرین برف زمستانی قرار می گرفت که در بالاترین نقطه تپه پشت به او ایستاده بود و به نقطه ای نامعلوم خیره نگاه می کرد . شاید به درخت های لخت و سپید پوش خیره شده بود یا به ابرهای خاکستری در هم پیچیده که آبی آسمان را پشت خود پنهان کرده بودند . باد موهای زن را به آشوب کشیده بود . گونه های گلگون، چشمانی…

نقشه سایت

خانه
خوراک

تی شرت محرم (طرح عرشیان)

تی شرت آستین بلند عرشیان، طرح ماه محرم امسال با طراحی متفاوت از دیگر طراحی های موجود در بازار ارائه شده. جنس این تی شرت از پارچه پنبه است. با کیفیت استثنایی و چاپ عالی ....
قیمت : 28,000 تومان

شال محرم طرح یا اباعبدالله

شال یا اباعبدالله، طرح ماه محرم امسال می باشد که با طراحی متفاوت از دیگر طراحی های موجود در بازار ارائه شده است که طراحی ظریف و خیره کننده آن بسیار چشم نواز است.
قیمت : 16,500 تومان

برترین ها

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 6886 کل نظرات : 5 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 3 تعداد اعضا : 1 آمار بازدید
    بازدید امروز : 122 بازدید دیروز : 373 ورودی امروز گوگل : 0 ورودی گوگل دیروز : 0 آي پي امروز : 22 آي پي ديروز : 70 بازدید هفته : 2,085 بازدید ماه : 7,145 بازدید سال : 378,879 بازدید کلی : 1,058,139 اطلاعات شما
    آی پی : 34.231.21.123 مرورگر : سیستم عامل : امروز : شنبه 25 آبان 1398

    آرشیو

    آخرین کاربران

    تبلیغات

    تبلیغات





    افزایش ممبر کانال


    برای افزایش ممبر کانال و گروه های خود تنها با ثبت در سایت زیر افزایش ممبر دهید
    حتی میتوانید برای تبادل با ما در ارتباط باشید تا محیطی رو برای تبادل شما کاربران آماده کنیم

    wysiwyg image

    پس از اینکه کانال خود رو ثبت کردین و کانال شما در سایت تایید گردید در تلگرام پس از عضویت در کانال لارکتون @LaekTooN به مدیر کانال @Mehrdadam70 پیام دهید و تبلیغ خود را ارسال کنید

    رمان دریاچه قو


    رمان دریاچه قو
    نویسنده مهسا نجف زاده

    خلاصه و قسمتی از رمان

    مرد با گام هایی آهسته و یکنواخت شیب ملایم تپه پشت ویلا را بالا می رفت . رد نیم بوت ها قهوه ای رنگش کنار جای پای کوچک و ظریف زنی روی زمین سفید شده از آخرین برف زمستانی قرار می گرفت که در بالاترین نقطه تپه پشت به او ایستاده بود و به نقطه ای نامعلوم خیره نگاه می کرد . شاید به درخت های لخت و سپید پوش خیره شده بود یا به ابرهای خاکستری در هم پیچیده که آبی آسمان را پشت خود پنهان کرده بودند . 
    باد موهای زن را به آشوب کشیده بود . گونه های گلگون، چشمانی خمار و لب هایی کبود . مرد مقابلش قرار گرفت و با مکث کوتاهی فاصله یشان را کم کرد . دستان بزرگش به دور اندام لرزان زن حلقه شد و لبانش روی موهای او ثابت ماند . زن چیزی زیر لب زمزمه کرد و حلقه دستان مرد تنگ تر شد . موهای زن در هوا پریشان بود و حلقه دستان مرد تنگ تر شد . زن چشمانش را بست و حلقه دستان مرد تنگ تر شد . زن در آغوشش جای داشت، مرد می لرزید و می خواست حلقه دستانش را تنگ تر کند .


    منبع : رمانا

    ارسال اس ام اس


    لینک منبع و پست :رمان دریاچه قو
    http://www.90a.ir/post/176

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    تبلیغات

    دیگر امکانات

    نتایج لیگ ها

    سرگرمی و تفریحی

    آب و هوا 

    آب و هوا برنامه اندروید سایت لارکتون

    قیمت روز خودرو 

    فروشگاه فایل متنی

    فروشگاه لارکتون

    مطالب پربازدید

    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد